المحقق السبزواري

596

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

بود كه حقّ آن ضايع نتوان گذاشت . پس ، هردو در مقام مناقشت و دفع تو درآيند . و اگر پادشاه رأيى زند كه تو آن را كاره باشى ، با او موافقت نماى و تذلّل كن و به حقيقت دان كه سلطان اوست نه تو . پس ، اولى آنكه تو متابعت مراد او كنى ، نه آنكه از او مساعدت و متابعت توقّع داشته باشى و به حسب رأى و هواى خويش سخن گويى . اين است كلام مجمل در قواعد و آداب اتباع و خدام ملوك و چون ايراد آن از اصل غرض كتاب بيرون بود ، به همين مقدار اكتفا نمود و از تفصيل و ايراد امثله و شواهد و حكايات احتراز كرد ، شايد بعضى از خصوص آن نوع سخنان از اثناى بعضى مباحث آينده به حسب مناسبت هر مقام ايراد شود .